<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1397</YEAR>
<VOL>2</VOL>
<NO>2</NO>
<MOSALSAL>6</MOSALSAL>
<PAGE_NO>0</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>چالش ارزش گذاری جنسیت مؤنث در تفسیر آیۀ نساء/ 117</TitleF>
				<TitleE>The Challenge of ValuingBeing female Gender in the Interpretation of Ayatollah Nisa&#039;s Surah 117</TitleE>
                <URL>https://quranicstudies.ihcs.ac.ir/article_3455.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>با وجود ثبات نسبی در فهم واژۀ عربی اِناث، به‌ معنای مادینگان، در آیۀ 117 سورۀ نساء ملاحظه‌­ای وجود دارد که مفسران را با دشواری مواجه کرده است و آن با همایی اناث وشیطان است. آنان، برای گریز از شر انگاری جنس زن، روی به گونه‌های مختلف از تفسیر و تأویل نهاده‌اند تا به انحاء مختلف ازاین چالش گذر کنند. این امر موجب شده است تا، بر خلاف ثباتی که دربارۀ دیگر کاربردهای اناث در قرآن کریم دیده می‌شود، در این آیه مفسران به معناهای متنوعی برای واژۀ اناث قائل شوند. سؤال اصلی در پژوهش حاضر این است که عالمان مسلمان در تفسیر آیۀ مورد بحث چگونه درگیر یک چالش برای ارزش‌ گذاری جنس مؤنث بوده‌اند و باچه صورت‌بندی‌هایی از این چالش عبور کرده‌اند؟روش استفاده ‌شده در پژوهش، در مرحلۀ گونه‌شناسی اقوال تفسیری که عملاً نوعی تفسیر تطبیقی است، مطالعات انگاره است و در بخش تحلیل هم از تحلیل واژه ‌شناختی و هم از تحلیل بین‌الادیانی استفاده شده است. نتیجۀ پژوهش آن است که مفسران عموماً به ‌گونه‌ای کاربرد مورد بحث از اناث را تفسیرکرده‌اند که به ارزش‌گذاری منفی برای جنس مؤنث منجر نشود و حتی مفسرانی نادر، چون طبرانی که در گیر چنین ارزش‌گذاری‌ ایشده‌اند، ازنوعی صورت‌بندی استفاده کرده‌اند که به شر انگاری جنس مؤنث منجر نشود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In spite of the relative stability in understanding the Arabic word for females, meaning Madinah, there is a remarkable verse in the verse 117 of the Nisan which has made it difficult for the commentators to associate with the female devil. In order to escape the evil of the female sex, they have interpreted and interpreted various ways to overcome this challenge in different ways. This has led the commentators to assign different meanings to the word feminine in this verse, contrary to the consistency found in other uses of the female Qur&#039;an. The main question in the present study is how did Muslim scholars in the interpretation of the verse in question engage in a challenge to the valuation of the female sex and with what formulations did they pass that challenge? It is a paradigm study, and in the analysis section both linguistic and interstitial analysis are used. The result of the study is that commentators have generally interpreted the use of the female subject in question as not to lead to a negative evaluation of the female gender, and even rare commentators have used a formulation that leads to gender stereotyping, such as the tabloids involved in such evaluation. Don&#039;t.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>18</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>احمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>پاکتچی</Family>
						<NameE>Ahmad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Pakatchi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار پژوهشکدۀ مطالعات قرآنی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>apakatchi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مادینگی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جنسیت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بتان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شرانگاری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تفسیرتطبیقی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم، افزون‌ بر متن عربی، ترجمه‌های عبدالمحمد آیتی، زین‌العابدین رهنما، ابوالحسن شعرانی، وصفی‌علیشاه.##ابن‌ ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد (1419 ق/ 1999 م)، تفسیر القرآن العظیم، به‌ کوشش اسعد محمد الطیب، صیدا/ بیروت: المکتبة العصریة.##ابن ‌ابی ‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد (1405 ق)،علل الحدیث، به‌ کوشش محب‌الدین خطیب، بیروت: دارالمعرفة.##ابن‌جنی‌، عثمان (1371 ق/ 1952 م)‌، الخصائص‌، به‌ کوشش‌ محمد علی‌النجار، قاهره.##ابن‌ خالویه‌، حسین بن احمد (1934 م)، مختصر فی‌ شواذ القرآن‌، به‌ کوشش‌ برگشترسر، قاهره: المطبعة الرحمانیة‌.##ابن‌منظور، محمد بن مکرم (1374-1375 ق)، لسان‌ العرب، بیروت: دار صادر.##ابن‌وهب دینوری، عبدالله بن محمد (1424 ق)، الواضح فی تفسیر القرآن، بیروت:دار الکتب العلمیة.##ابوالبقاء عکبری، عبدالله بن حسین (1399 ق/ 1989 م)، املاء ما من به الرحمن، بیروت:دار الکتب العلمیة.##ابوعبید قاسم‌‌ بن‌ سلام (1415 ق/ 1995 م)، فضائل القرآن، به‌کوشش احمد بن عبدالواحد الخیاطی، مغرب:وزارة الاوقاف.##ابوعبیده، معمر بن مثنی (1374-1381)، مجاز القرآن، به‌کوشش محمدفؤاد سزگین، القاهرة:مکتبة الخانجی.##ابوالفتوح رازی، حسین بن علی (1371 ش)، روض الجنان و روح الجنان (تفسیر)، به‌کوشش محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی.##احمد بن‌ حنبل (1313 ق)‌، المسند، القاهرة: المطبعة المیمنیة.##ازهری، محمد بن احمد (2001 م)، تهذیب‌ اللغة، به‌کوشش‌ محمد عوض مرعب، بیروت: دار احیاء التراث العربی.##بهبودی، محمد باقر (1395 ش)، معانی القرآن، تهران: علم.##بهزادی، بهزاد (1382 ش)، فرهنگ آذربایجانی ـ فارسی، تهران: فرهنگ معاصر.##ترجمة تفسیر طبری(1356 ش)، به‌ کوشش حبیب یغمایی، تهران: توس.##ترجمة قرآن (قرن دهم هجری) (1383 ش)، مترجم ناشناخته، به‌کوشش علی رواقی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##تفلیسی، حبیش بن ابراهیم (1340 ش)، وجوه قرآن، به‌کوشش مهدی محقق، تهران: دانشگاه تهران.##ثعلبی، احمد بن محمد (1422 ق/ 2002 م)، تفسیر الکشف و البیان، به‌کوشش ابومحمد بن عاشور، بیروت: دار احیاء التراث العربی.##جامعة سلیمان (از کتب عهد عتیق).##جوهری، اسماعیل بن حماد (1376 ق/ 1956 م)‌، الصحاح‌،به‌کوشش‌ احمد عبدالغفور عطار، القاهرة:دارالکتاب العربی.##حکمت یسو ع بن سیراخ (از کتب قانونی ثانی عهدعتیق).##حسن‌دوست، محمد (1393 ش)، فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##حیری، اسماعیل بن احمد (1996 م)، وجوه القرآن الکریم، به‌کوشش فاطمه یوسف الخیمی، دمشق: دار السقا.##خلیل بن احمد (1981-1982 م)، العین، به‌کوشش مهدی المخزومی و ابراهیم السامرائی، بغداد: دار الرشید.##دارقطنی، علی بن عمر (1405 ق/ 1985 م)، العلل‌الواردةفی‌الاحادیث، به‌کوشش محفوظ الرحمن سلفی، ریاض:دار طیبة.##دامغانی، حسین بن محمد (1419 ق/ 1998 م)، الوجوه و النظائر لالفاظ کتاب الله العزیز، به‌کوشش فاطمةیوسف الخیمی، دمشق: مکتبة الفارابی.##زجاج، ابراهیم بن سری (منسوب) (1404 ق/ 1984 م)، به‌ کوشش ابراهیم الابیاری، قاهره: دار الکتاب المصری؛بیروت: دار الکتاب اللبنانی.##سعید بن منصور (1403 ق/ 1982 م)، السنن، به‌کوشش حبیب‌ الرحمن‌ الاعظمی، بمبئی:الدار السلفیة.##سفرپیدایش (از کتب عهدعتیق).##سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر (1314 ق)، الدر المنثور، قاهره:المطبعة المیمنیة.##ضیاء مقدسی، محمد بن عبدالواحد (1410 ق)، الاحادیث المختارة، به‌کوشش عبدالملک عبدالله دهیش، مکه:مکتبة النهضة الحدیثة.##طبرانی، سلیمان بن احمد (2008)،التفسیر الکبیر، اربد (اردن): دار الکتاب الثقافی.##طبری، محمد بن جریر (1405 ق)، التفسیر (جامع البیان)، بیروت: دار الفکر.##طوسی‏، محمد بن حسن (1383 ق/ 1964 م)، التبیان‏، به‌کوشش‏ احمد حبیب قصیر عاملی‏، نجف:مطبعة النعمان.##عاصم، ابو الکمال (1268-1272 ق)‏، اقیانوس‏، استانبول‏‏.##فراء، یحیی بن زیاد (1980 م)، معانی القرآن، به‌ کوشش محمدعلی نجار و احمد یوسف نجاتی، قاهره: الهیئة المصریة العامة للکتاب.##فیروزآبادی، محمد بن یعقوب (1344 ق)، القاموس المحیط، به‌کوشش نصر الهورینی، قاهره:المطبعة الحسینیة.##قرشی، علی‌اکبر (1375 ش)، تفسیر احسن الحدیث، تهران: بنیاد بعثت.##ماوردی، علی بن محمد (2007 م)، النکت و العیون، به‌کوشش سید عبدالمقصود عبدالرحیم، بیروت:دار الکتب العلمیة.##مقاتل بن سلیمان (1424 ق/ 2003 م)، تفسیرالقرآن، به‌کوشش احمد فرید، بیروت: دارالکتب العلمیة.##میبدی، احمد بن محمد (1371 ش)، کشف‌ الاسرار و عدة الابرار، به‌کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران: امیرکبیر.##نحاس‌، احمد بن محمد (1409 ق)، معانی‌ القرآن‌، به‌کوشش‌ محمد علی الصابونی، مکه:جامعةامالقری.##نسفی‌، عمر بن محمد (1376 ش)،تفسیر نسفی، به‌کوشش عزیزالله جوینی، تهران: سروش.##وزیر مغربی، حسین بن علی (1421 ق/ 2000 م)، المصابیح فی تفسیر القرآن العظیم، به ‌کوشش عبدالکریم بن صالح الزهرانی، رسالة دکتری، مکه: دانشگاه ام القری.##یاحقی، محمد ‌جعفر (ویراستار) (1389 ش)، فرهنگ‌نامة قرآنی، مشهد: آستان قدس رضوی.##یحیی بن سلام بصری (1425 ق)، التفسیر، بیروت:دار الکتب العلمیة.##Burrow, T. and M.B. Emeneau (1984), A Dravidian Etymological Dictionary, Oxford, Clarendon.##Dev, A. Sh. (1984), Dictionary Bengali- English: &lt;http://www.english-bangla.com&gt;.##Dolgopolsky, A. (2008), Nostratic Dictionary, Cambridge: Cambridge University Press.##Gariel, A. (1960), Latin-Français: Dictionnaire Hatier, Paris: Hatier.##Jastrow, M. (1903), A Dictionary of the Targumim, the Talmud Babli and Yerushalmi and the Midrashic Literature, London: Luzac;New York: Putnam.##Leslau, W. (1991),Comparative Dictionary of Ge’ez (Classical Ethiopic), Wiesbaden, Harrassowitz.##ThomasAquinas (2014),The Summa Theologica, Catholic Way Publishing.##Zammit, M.R. (2002), A Comparative Lexical Study of Qur’anic Arabic, Leiden/ Boston/ Köln:Brill.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی خاستگاه بومی لفظ جناح با رویکرد حذف شناسی</TitleF>
				<TitleE>Origin of Qur&#039;anic word &quot;Jonah&quot; in Islamic civilization</TitleE>
                <URL>https://quranicstudies.ihcs.ac.ir/article_3357.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>الفاظ در زبان عربی و تمدن اسلامی در بستر زبان شناسی تولید شده اند و در قالب محتوای ارزشمند انسانی گسترش یافته اند.هر لفظ و اصطلاح، سرگذشت و خاستگاه متمایزی نسبت به دیگر الفاظ داشته است. الفاظ در بافت زبان شناختی فرهنگ و تمدن اسلامی ، ریشه ی فرهنگی مستحکم دارند.بررسی خاستگاه بومی کلمه و اصطلاح بنیادین در فرهنگ اسلامی -ایرانی و پیش از اسلامی بر اساس فرایندهای واجی در « جناح » افزایش و یا کاهش واج ها مورد نظر است.در این مقاله به خاستگاه بومی لفظ بنیادین جناح ، در زبان مفسران اسلامی و لغت شناسان قدیم و معاصر پرداخته شده است.ریش هی معناشناختی این لفظ با توجه به فرایند حذف ، ک اهش و افزایش معناشناختی در زبان شناسی مراحل انتقال معنایی از زبان هند و اروپایی به شاخه زبانی سامی را طی کرده است. این مقاله به فرایند حذف آواشناختی، صرفی،واجی، معناشناختی در لفظ قرآنی با توجه به اهمیت ماهیت و محدوده معنایی گناه دراعتقادات بنیادین اسلامی « جناح » به ایجاد مفهومی عمومی در میان تمامی انسان ها در هر نقطه « جناح » پرداخته است. لفظ از زمین در حرکت به سمت خوبی ها و دوری از تاریکی مطلق اشاره دارد.مفهوم گناه در ریشه های عقلی و نقلی با مشابهت میان الفاظ مختلف گناگ،گناه،جناح، سیر تحول معنایی و مفهومی را از شاخه زبانی هند و اروپایی به شاخه زبان های سامی طی کرده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Words have been created in a linguistic background with a regional, native or transnational origin in Arabic language and Islamic civilization and within the format of valuable human content. Every word and phrase features its own distinctive history and origin in respect to the other words. In the linguistic texture of the Islamic culture and civilization, words have robust cultural roots. The investigation of the vernacular origin of the fundamental word and expression “Misdemeanor” based on phonemic processes in terms of deletion and addition of phonemes is intended herein within the Iranian-Islamic culture as well as before the advent of Islam. The present article deals with the native origin of the fundamental term “Misdemeanor” as employed by the Islamic interpreters and the precedent and contemporary lexicologists. In regard of elision, the semantic root of the word has undergone semantic omission and addition as evidenced in a linguistic study of the stages of its semantic transfer from Indo-European languages to Semitic language. The present article investigates the phonological, inflectional, phonemic and semantic elisions the Quranic term “Misdemeanor” has undergone according to the importance of the nature and the semantic domain of sin in the fundamental Islamic beliefs.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>19</FPAGE>
						<TPAGE>41</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>هادی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جاهد</Family>
						<NameE>Hadi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Jahed</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانش آموختۀ دکتری زبان و ادبیات عرب، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hadi_jahed@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>فیروز</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حریرچی</Family>
						<NameE>firuz</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Harirchi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>f-harirchi@srbiau.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سید ابراهیم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>دیباجی</Family>
						<NameE>seyyed Ebrahim</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Dibaji</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد تمام زبان و ادبیات عربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>e-dibaji@srbiau.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قرآن کریم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جناح</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گناه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>معناشناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حذف شناسی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابن احمد الفراهیدی، خلیل(1988م)، کتاب العین، تحقیق: مهدی الخزومی،ابراهیم السامرائی،الجزء الاول،بیروت:دار و مکتبة الهلال.##ابن جنی، ابو الفتح(1952م)،الخصائص، القاهرة:الهیئة المصریة العامة للکتاب.##ابن مکرم، جمال الدین(ابن منظور)(2003م)، لسان العرب، المجلد الثانی،بیروت: دار صادر.##أنیس، ابراهیم(2003م)، فی اللهجات العربیة، القاهرة:مکتبة الأنجلو المصریّة.##ایوب الإصلاحی(2007م)، بحوث و مقالات فی اللغة و الأدب و تقویم النصوص،بیروت: دار الغرب الإسلامی.##البعلبکی، روحی(1995م)، المورد-قاموس عربی-انکلیزی،بیروت: دار العلم للملایین.##بلقزیز، محمد(2004م)، تشخیص الصیغ اللغویة فی اللغة العربیة دراسة منجزة بطریقة التأثیل،مراکش: المطبعة و الوراقة الوطنیة.##تویسرکانی، قاسم(1350)، تاریخی از زبان تازی در میان ایرانیان پس از اسلام،تهران: دانشسرایعالی.##جام نامقی،ابونصر احمد(1355)، روضة المذنبین و جنّة المشتاقین، تصحیح و مقدمه و توضیح: دکتر علی فاضلی،تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.##جرّ، خلیل(1381)، فرهنگ عربی-فارسی :ترجمه کتاب المعجم الحدیث، ترجمه: سید حمید طبیبیان،تهران: انتشارات امیرکبیر.##جعفرعلی، فیضان(1394)، مطالعات قرآنی پژوهشگران هندومذهب، ترجمه: محمدرضی معروفی،سال بیست و ششم، شماره ششم، مجله آیینه پژوهش.##الجوالیقی،ابومنصور(1990م)،المعرّب من الکلامالأعجمی علی حروف المعجم،المحقق: الدکتور فانیا مبادی عبدالرحیم،دمشق: دارالقلم.##خفاجی، محمد عبد المنعم، فرهود، محمد السعدی، شرف، عبد العزیز(1992م)، الأسلوبیة و البیان العربی،القاهرة: الدار المصریة اللبنانیة.##خیرات دهلوی، حاجب(1352)، دستور الأفاضل، به اهتمام: دکتر نذیر احمد،تهران:انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.##رفیدة، ابراهیم عبدالله(1990م)، النحو کتب التفسیر،لیبی: دار الجماهیریة للنشر و التوزیع و الإعلان.## الزیادی، حاکم ملک(1980م)، الترادف فی اللغة، بغداد-العراق:دار الحریّة.##السراقبی، ولید محمّد(2007م)، رسائل فی اللغة لأبی محمّد عبدالله ابن السیدة البطلیوسی،الریاض: مرکز الملک فیصل للبحوث و الدراسات الإسلامیة.##السراقبی، ولید محمّد(2007م)، رسائل فی اللغة لأبی محمّد عبدالله ابن السید البطلیوسی،الریاض: مرکز الملک فیصل للبحوث و الدراسات الإسلامیة.##شادی، محمد ابراهیم(1988م)، البلاغة الصوتیة فی القرآن الکریم،الدقی: الرسالة.##شاه فضل قمصری، علیرضا(1383)، ترجمه لغات قرآن،قم: انتشارات جامعة القرآن الکریم.##الشایب، فوزی حسن(1989م)، تأملات فی بعض الظواهر الصرفی، یرموک:حولیات کلیة الآداب.##صفا، ذبیح الله(1384)، تاریخ ادبیات ایران، خلاصه جلد اول و دوم، تهران:انتشارات ققنوس.##طبرسی، فضل ابن حسن(1387)، مجمع الشواهد : شرح شواهد مجمع البیان شیخ طبرسی،سید عطاءالله افتخاری،یاسوج:دانشگاه آزاد اسلامی واحد یاسوج.##عبدالعظیم حمزة، أسامة محمّد(2008م)، القصص القرآنی و أثره فی استنباط الأحکام،القاهرة:دارالفتح.##عمر، احمد مختار(1988م)،البحث اللغوی عند العرب مع دراسة لقضیة التأثیر و التأثر،القاهرة: عالم الکتب.##عمر، أحمد مختار(2002م)، المعجم الموسوعی لألفاظ القرآن الکریم و قراءاته،الریاض: موسوعة سطور المعرفة.##عمر، أحمد مختار(1998م)، علم الدلالة،مصر: عالم الکتب.##عیساوی، عبدالسلام(2010م)،العلاقات المعنویّة فی البنیة النحویة مقاربة لسانیة، منوبة-تونس: کلیة الآداب و الفنون و الإنسانیات.##غفرانی، محمد، آیت الله زاده ی شیرازی، مرتضی(1995م)، فرهنگ اصطلاحات روز فارسی-عربی، قاموس فارسی-عربی، مراجعة: الدکتور محمّد عبدالنعیم الخفاجی، الدکتور عبدالعزیز شرف،بیروت: مکتبة لبنان ناشرون.##فرشیدورد، خسرو(1358)، عربی در فارسی، تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.##قطب، سیّد(1386)، فی ظلال القرآن، ترجمه: مصطفی خرّم،تهران: نشر احسان.##القوزی، عوض أحمد، المصطلح النحوی نشأته و تطوره حتی أواخر القرن الثالث الهجری، عمادة الشوون المکتبات-جامعة الریاض،  الریاض، 1981م##محجوب، محمد جعفر(1382)، ادبیات عامیانه ایران، به کوشش: حسن ذوالفقاری،تهران: نشر چشمه.##محقق اهری، محمد حسین(1386)، شرح شواهد مذکور در تفاسیر مشهور،قم:انتشارات نسیم حیات.##محمودیان، مهدی(1393)، آموزش ترجمهو مفاهیم قرآن کریم ، تهران :انتشارات مطاف.##مکارم الشیرازی، ناصر(1383)، القواعد الفقهیة ،قم:مدرسة الإمام علی بن ابی طالب(ع).##مکارم شیرازی،ناصر(1387)، قرآن کریم همراه با شرح آیات منتخب، تحقیق: مهدی فقیهی رضایی،قم: انتشارات اسوه.##مندیل، حسن، العکلیلی، حسن(1391)، الألفاظ المعبَّرة عن النزاهة و الإصلاح فی الإستعمال القرآنی، چکیده مقالات ششمین همایش بین المللی پژوهش های قرآنی، بیست و نهمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم.##نجفی، ابوالحسن(1386)، غلط ننویسیم (فرهنگ دشواریهای زبان فارسی)،تهران: مرکز نشر دانشگاهی.##نینار، سید محمد أنور(2011م)، تأثیر اللغة العربیة فی لغات الهند، ترجمة: قاضی عبدالرشید الندوی،الدوحة-قطر: وزارة الثقافة و الفنون و التراث.##” Editor:Esposito”john L”the oxford Dictionary of Islam”oXford UNIVERSITY PRESS”NEW YORK”2003##See Saussure”F.de.cours de linguistique generale. Payot” paris”1968##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی وصایت مندی در خطبة غدیر از دیدگاه الگوی تحلیل گفتمان نورمن فرکلاف</TitleF>
				<TitleE>...A Study of the Deputy in Ghadir Sermon based on Fairclough&#039;s Model of Discourse Analysis</TitleE>
                <URL>https://quranicstudies.ihcs.ac.ir/article_3358.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>این جستار، مسألة وصایت مندی در خطبة غدیر را از منظر تحلیل متن و گفتمان پیشنهادی فرکلاف بررسی می کند. ابتدا این پرسش مطرح می شود که خطبة غدیر به مثابه گفتمان شفاهی چه ویژگی ها و کارکردهایی دارد و پیام اصلی خطبه را که اعلام وصایت و ولایت علی (ع) است، چگونه می توان از این منظر تبیین و توجیه کرد. پس از اشاره به پیشینه ای مختصر، از مبانی نظری بحث یعنی تحلیل متن و گفتمان سخن به میان می آید و روش شناسی مبتنی بر چارچوب سه لایه ای فرکلاف یعنی توصیف، تفسیر و تبیین، بحث و فحص می شود. از این حیث، خطبة غدیر به مثابه گفتمان شفاهی مذهبی و به تعبیر دقیق تر، گفتمان ترغیبی معرفی می شود. این گفتمان ویژگی های خاص خود را دارد که در پرتو چارچوب فرکلاف برآفتاب می شود. از جملة یافته ها، یکی این است که شیوه های تحلیل گفتمان و از جمله بینامتنیت آشکار و نهان، بیناگفتمانگی، و بازبافتمندسازی، بیش و کم مضمون اصلی خطبه را که وصایت و جانشینی علی (ع) است، نشان م یدهد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>TThis paper examines Ghadir&#039;s Sermon based on the Fairclough&#039;s model of DA. First, the question arises that how it is possible to explain the features and functions of Ghadir as an oral discourse as well as the main message of the sermon, which is the declaration of the deputy, successor, and leadership of Imam Ali (AS). For this purpose, the story of Ghadir and the literature on it are reviewed briefly. Then, the theoretical foundations of the discussion, namely, text analysis and critical discourse, are discussed, and the methodology of the essay, which is based on the Fairclough’s framework, is explained. This framework examines and analyzes three levels of text, discourse, and social practices corresponding to three phases of description, interpretation, and explanation, applicable to Ghadir sermon. In this regard, it is introduced the Ghadir sermon as a religious oral discourse and, more precisely, the hortatory discourse. This discourse has the special features that can be seen in the light of the Fairclough’s framework. Among the findings derived from the use of the framework, one is that the textual and structural features of the sermon, including intertextuality, interdiscursivity, and recontextualization, proclaim the deputy, successor, and leadership of Imam Ali (AS) to the people.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>43</FPAGE>
						<TPAGE>61</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ابوالفضل</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حری</Family>
						<NameE>Abul-Faḍl</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Horrī</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه اراک</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a-horri@araku.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>خطبة غدیر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تحلیل گفتمان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>وصایت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بینامتنیت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بیناگفتمانگی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آقاگل زاده، فردوس.(1385). تحلیل گفتمان انتقادی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.##بشیر، حسن (1385). تحلیل گفتمان دریچه‌ای برای کشف ناگفته‌ها، تهران، دانشگاه امام صادق(ع).##حاجی زاده، مهین (1390). واقعۀ غدیر در آیینۀ اشعار سید حمیری. سفینه، (ویژه امامت)، 4 (14).، صص. 112-131##رضوی، سید محمد (1386). خاورشناسان و واقعۀ غدیر خم. پژوهش نامۀ علوی، پاییز و زمستان، 2 (2)، صص. 25-41.##زارع، ‌آفرین و طاهره طوبایی (13909). تحلیل خطابۀ غدیر به شیوۀ تحلیل خطابۀ ادبی. نقد و ادبیات تطبیقی، 1 (4)، صص. 75-102.##صفوی، کورش (1379). درآمدی بر معناشناسی. تهران: حوزۀ هنری.##صفوی، کورش (1384). فرهنگ توصیفی معناشناسی. تهران: فرهنگ معاصر.##Cipriani, Andria Christina (2002). Power in Religious Discourse. Unpublished MA thesis. University of##          Santa Catrina. Spain.##Fairclough, N. (1989). Language and power. London: Longman.##Fairclough, N. (1992). Discourse and social change .Cambridge:Polity Press.##Halliday, M. A. K. (1978). Language as social semiotic: The social interpretation of language and##             meaning. London: E. Arnold.##Halliday, M. A. K. &amp; Hasan, R. (1989). Language, context, and text: aspects of language in a social-##              semiotic perspective . Oxford: Oxford University Press.##Fairclough, N. (1995). Critical Discourse Analysis: The critical study of language. New York: Longman.##Halliday, M.A.K., and Matthiessen, C.M.I.M. (2004) An Introduction to Functional Grammar, 3rd##               ed..London :Arnold.##Kress, G. (1989). Linguistic processes in sociocultural practices. Oxford: Oxford University Press.##Longacre, R. E. (1992). The discourse strategy on an appeals letter.In W. C. Mann, &amp; S. E. Thompson.##                (Eds.), Discourse description: Diverse linguistic analysis of a fundraising text. John Benjamins##                 Publishing company.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تطور معنایی واژIۀ نفس و رویکرد علامه به این واژه در قرآن</TitleF>
				<TitleE>...Semantic evolution of the word &quot;soul&quot; and the approach of Allameh to this word in the Quran</TitleE>
                <URL>https://quranicstudies.ihcs.ac.ir/article_3359.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مطالعه و بررسی معنا در واژگان کلیدی یک متن اولین قدم برای فهم جهاننگری حاکم بر آن متن است. اهمیت این نوع بررسی ها برای شناسایی جهان نگری، در مطالعات متن مقدس به خوبی آشکار میشود؛ زیرا آگاهی از جهاننگری دینی برای اخذ و انطباق با آن نزد دینداران امری مهم تلقی میشود. در این مقاله از طریق بررسی تطور معنایی واژه و کشف معنای این واژه در قرآن، کوشش شده است تا معنای دقیقی از این واژه از « نفس » حیث زبانی و کاربرد قرآنی بدست آید و این نتیجه در کنار رویکرد تفسیری علامه به آزمونی دو سویه گذارده شود. نتیجه این تحقیق ارائه یک تعریف واحد برای این واژه در بود که از حیث معنایی با رویکرد تفسیری علامه « تشخص و فردیت شیء / فرد » معنای متفاوت است. رویکرد علامه در مواجهه با نفس در قرآن بیشتر مبتنی بر روش فلسفی ایشان (حکمت صدرایی) بوده و معنای لغوی دقیق و کاربرد قرآنی آن محور توجه در این رویکرد تفسیری نبوده است؛ زیرا تفسیر علامه ارائه رویکردی تبیینی برای فهم امروزیتر دغدغه پایبندی به معنای اصیل ،« نفس » از قرآن است و ضرورتاً در حوزه معنایابی واژه واژه را ندارد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The study of the meaning of the key words of a text is the first step in understanding the worldview of a text. The issue of knowing it means knowing the meaning and purpose of the text. In the present article, through the study of the semantic evolution of the word &quot;soul&quot; and the study of the semantics of the term in the text of the Quran, an attempt has been made to obtain a precise meaning of the word in terms of its linguistic and Qur&#039;anic usage, and this result, along with the Allamah interpretive approach to This term is a double-sided test. The result of this research was to provide a single definition for this term in the sense of &quot;individual and individuality of the object / individual&quot; which, in terms of strict semantics, is inconsistent with the Allama&#039;s interpretive approach. Allameh&#039;s commentary provides an explanatory approach to the contemporary understanding of the Qur&#039;an, which does not necessarily concern the meaning of the word &quot;soul&quot; in the sense of the meaning of the word.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>63</FPAGE>
						<TPAGE>84</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سید حمید رضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رئوف</Family>
						<NameE>S. Hamid Reza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ra&amp;#039;uf</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی، جهاددانشگاهی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ha.raoof@ihss.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>زهره</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قادری</Family>
						<NameE>Zohreh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghaderi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری دین پژوهی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zo.ghaderi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نفس</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تطور معنایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تشخص و فردیت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>المیزان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>علامه طباطبائی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>ابوعبیده، معمر بن مثنی (1381ق.)، مجاز القرآن، تحقیق فؤاد سزگین، مصر، مکتبة الخانجی.##أخفش، سعیده بن مسعده (1423ق.)، معانی القرآن، تحقیق ابراهیم شمس­الدین، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون.##أزدی، عبدالله بن محمد (1387ش.)، کتاب الماء، تحقیق محمد مهدی اصفهانی، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل- دانشگاه علوم پزشکی ایران.##الأزهری الهروی، أبومنصور محمد بن احمد (2001م.)، تهذیب اللغة، تحقیق محمد عوض مرعب، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.##إبن­عباد، اسماعیل بن عباد (1414ق.)، المحیط فی اللغة، تحقیق و تصحیح محمدحسن آل­یاسین، بیروت، عالم الکتاب.##ابن­عباس، عبدالله بن عباس (1413ق.)، غریب القرآن فی شعر العرب، تحقیق احمد نصرالله و محمد عبدالرحیم، بیروت، مؤسسه الکتب الثقافیه.##إبن­قتیبه، عبدالله بن مسلم (1411ق.)، تفسیر غریب القرآن، شرح ابراهیم محمد رمضان، بیروت،دار و مکتبة الهلال.##إبن­قتیبه، عبدالله بن مسلم (1423ق.)، تأویل مشکل القرآن، تحقیق ابراهیم شمس الدین، بیروت، دارالکتب العلمیه ـ منشورات محمدعلی بیضون.##ابن­فارس، احمد بن فارس (1404ق.)، معجم المقاییس اللغه، تحقیق و تصحیح عبدالسلام محمد هارون، قم، مکتب الاعلام الاسلامی.##ابن­منظور، محمد بن مکرم (1414ق.)، لسان العرب، تصحیح و تحقیق جمال­الدین میردامادی، بیروت، دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع ـ دارالصار.##بدیع یعقوب، امیل (1417ق.)، المعجم المفصل فی شواهد اللغة العربیة، بیروت، دارالکتب العلمیة. ##راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1412ق.)، مفردات الفاظ القرآن، بیروت ـ دمشق، دارالقلم ـ الدار الشامیة.##زمخشری، محمد بن عمر (1979م.)، أساس البلاغه، بیروت، دار صادر.##شاکر، محمدکاظم (1379ش.)، &quot;وجوه معانی نفس در قرآن&quot;، پژوهش­های فلسفی کلامی، شماره 4، تابستان 1379 (20ـ7).##شیبانی، محمد بن حسن (1975م.)، کتاب الجیم، تحقیق و تصحیح ابراهیم ابیاری، قاهره، الهیئة العامة لشئون المطابع الامیریة.##طباطبائی، محمدحسین (1390ق.)، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.##طباطبائی، سید محمدحسین (1366ش.)، ولایت­نامه، ترجمه همایون همتی، تهران، امیرکبیر.##قرشی بنائی، علی­اکبر (1412ق.)، قاموس القرآن، تهران، دار الکتب الإسلامیه.##فتال نیشابوری، محمد بن احمد (1375ش.)، روضة الواعظین و بصیرة المتعظمین، قم، انتشارات رضی.##فراهیدی، خلیل إبن احمد (1409ق.)، کتاب العین، قم، نشر هجرت. ##فراء، یحیی بن زیاد (1980م.)، معانی القرآن، تحقیق محمدعلی نجار و احمد یوسف نجاتی، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب.##عسکری، حسن بن عبدالله (1428ق.)، تصحیح الوجوه و النظائر، تحقیق محمد عثمان، مصر ـ قاهره، مکتبة الثقافة الدینیة.##عسکری، حسن بن عبدالله (1400ق.)، الفروق فی اللغه، بیروت، دار الآفاق الجدیدة.##لیثی واسطی، علی بن محمد (1376ش.) عیون الحکم و المواعظ، تصحیح حسین حسنی بیرجندی، قم، دارالحدیث. ##مصطفوی، حسن (1368ش.)، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##ملاصدرا، صدرالدین شیرازی (بی­تا)، اسفار الأربعه فی حکمة المتعالیة، بی­جا، کتابچی.##ملاصدرا، صدرالدین شیرازی (1366ش.)، الشواهد الربوبیة، ترجمه جواد مصلح، تهران، سروش.##یزیدی، عبدالله بن یحیی (1405ق.)، غریب القرآن و تفسیره، تحقیق محمد سلیم الحاج، بیروت، عالم الکتب.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>عقلانیت در تأویل قرآنی</TitleF>
				<TitleE>Rationality in Quranic Exegesis</TitleE>
                <URL>https://quranicstudies.ihcs.ac.ir/article_3456.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>هرچند در تعریف واژۀ تأویل اشاره‌ای به عقل نشده است حضور التزامی عقل را در تحلیل هستۀ معنایی آن می‌توان یافت. معانی تأویل(تفسیر، رجوع، آغاز و ابتدا، پایان و عاقبت، مصیر و مرجع، جمع، اصلاح، سیاست، تغییریافتن، تدبیر و تقدیر) از جهات مختلف قابل‌تحلیل‌اند؛ ازجمله‌این‌که تغییر، تحول، صیرورت، بازگشت، و نیز پیوند با ابتدا و انتها، و... ناظر به‌نوعی حرکت جهت‌دار و غایت‌مندند. اساساً، تصور حرکت بدون مقصد و غایت ممکن نیست، هم‌چنان‌که سخن از غایات بدون حرکت بی‌معناست. تمرکز بر این نکته آدمی را به‌وجود نوعی آگاهی، فکر، و اندیشه در نهاد واژۀ تأویل که در اصل و در بنیان اولیۀ‌ آن نیز است، ره‌نمون می‌سازد. درواقع، عقلانیت معنای لازم تأویل است و بدون آن تأویل میسر و بلکه محقق نخواهد شد. ازاین‌رو، در آیۀ 7 سورۀ آل‌عمران معیار و عیار انسانیِ تأویل، افزون بر انتساب به الله(جامع جمیع اسماء وصفات)، رسوخ در علم است.صرف‌نظر از اختلافات مطرح در این زمینه، تمرکز و بلکه تأکید بر علم(اعم از علم الهی یا علم بشری با قید رسوخ) اشارتی دارد به پیوند تأویل با علم و آگاهی و پیداست علم بدون عقلانیت قابل‌تصور نیست. بااین‌حال، این بُعد از تأویل مغفول واقع شده و بلکه ازسوی مخالفان موردانکار قرار گرفته و اساساً تأویل در حد مقوله‌ای فرقه‌ای فروکاسته شده است. حال‌آن‌که پیوند یا به‌تعبیر دقیق‌تر نسبت تأویل و عقلانیت امری جدی و اساسی و البته نیازمند بیان است. این نوشتار با روش تحلیلی درپیِ تبیین این عنصر مقوّم تأویل، با اشاره‌ای گذرا بر ضرورت و چرایی، از خلال ضوابط، اصول و شرایط مطرح‌شده، مقصود خود را جسته و به این نتیجه رسیده است که عقلانیتْ عنصر مقوّم تأویل است و تأویل بدون آن قطعاً تأویل نخواهد بود و شاید سخنی باشد مبتنی‌بر هوی و تفسیر به رأی.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Although there is no mention of reason in the interpretation of the term interpretation, the ontological presence of reason can be found in its semantic analysis. The meanings of interpretation (interpretation, reference, beginning and end, end and end, epistle and reference, addition, correction, policy, change, discipline, and fate) can be analyzed in various ways, including change, evolution, transcendence, return, and link to the beginning. And the bottom, and the ... watchers are some kind of directional and tele-motion. Basically, it is not possible to imagine a destination without a destination, as it is meaningless to talk about a destination without a destination. Focusing on this point leads to the emergence of an awareness, thought, and thought in the entity of the word of interpretation, which is at its very core. In fact, rationality is the necessary meaning of interpretation, and without it interpretation cannot be possible, but it will not be possible. Hence, in verse 7 of Al-Imran the standard of human interpretation, in addition to being attributed to Allah (inclusive of all nouns), there is intrusion into science. Regarding the disputes raised in this field, the focus is on the science or the emphasis Human science refers to the interplay of interpretation with science and consciousness and it seems that science without rationality cannot be conceived.However, this dimension has been neglected by interpretation, but also by the opposition and has essentially been reduced to a sectarian category. Whereas linking, or more accurately, to interpretation and rationality, is a serious matter, and of course requires expression. This paper analyzes the rationale of this authoritative element, with a brief reference to the necessity and why, through the proposed rules, principles, and conditions, and has come to the conclusion that rationality is the rational element of interpretation. It will not be an interpretation, and it may be based on whim and interpretation of the vote.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>85</FPAGE>
						<TPAGE>100</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قبادی</Family>
						<NameE>Maryam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Qobadi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار پژوهشکدۀ مطالعات قرآنی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ghobadim@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تأویل</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عقلانیت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قرآن</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ضوابط تأویل</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>آمدی، علی بن محمد (1404)، الإحکام فی أصول الأحکام، تحقیق سید الجمیلی، بیروت: دار الکتاب العربی.##ابن‌ تیمیه الحرانی الدمشقی، أحمد (بی‌تا)، الاکلیلفی المتشابه و التأویل، بی‌جا: مکتبة مشکاة الإسلامیة.##ابن‌ رشد (بی‌تا)، فصل المقال، نرم افزار مکتبة الشاملة.##إبن‌ قیّم جوزی الزرعی، محمدبن أبی بکر ایوب (1416/ 1996)، بدائع الفوائد، تحقیق هشام عبدالعزیز عطا و عادل عبدالحمید العدوی، مکة المکرمة: مکتبة نزار مصطفی الباز.##جوینی أبوالمعالی، عبدالملک بن عبدالله بن یوسف(1418)،البرهان فی أصول الفقه، تحقیق عبدالعظیم محمود الدیب، الطبعة الرابعة، مصر: نشر الوفاء.##جرجانی، عبدالقادر (1995)، دلایل الإعجاز، تحقیق محمد التنجی، بیروت: دار الکتاب العربیّ.##حقی بروسوی، اسماعیل (بی‌تا)، روح البیان، بیروت: دار الفکر.##خراسانی، شرف الدین (1369)، مدخل «ابن ‌رشد»، در: دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران: مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی.##زرکشی، بدرالدین (1408/ 1988)، البرهان فی علوم القرآن، تعلیق عبدالقادر عطا،، بیروت: دارالفکر.##زمخشری، جارالله (1385/ 1966)، الکشاف عن حقائق التنزیل و عیون الأقاویل، مصر: شرکة و مطبعة مصطفی البابی الحلبی و أولاده.##سیوطی،جلال‌الدین (بی‌تا)، معترک الأقران فی إعجازالقرآن، بی‌جا: دار الالفکر العربی.##شافعی، محمدبن ادریس (بی‌تا)،الرسالة،تحقیق أحمد محمد الشاکر، بیروت: دار الکتب العلمیّة.##الصالح، حسین حامد (1426/2005)، التأویل اللغوی فی القرآن الکریم، بیروت: دار ابن‌حزم.##طباطبایی، محمدحسین (1361ش)، قرآن در اسلام، قم:دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیه.##الطبری، أبو جعفر محمدبن جریر (1412)، جامع البیان فی تأویل آی القرآن، بیروت: دار المعرفة.##عبد الغفار، السید احمد (1423/ 2002)، النصّ القرآنی بین التفسیر و التأویل، بیروت: دار النهضة العربیة.##غزالی، محمد (1413)،المستصفی، تحقیق محمد عبدالسلام عبدالشافی، بیروت: دار الکتب العلمیة.##الکلینی، محمدبن یعقوب (1429)،الکافی، قم: دار الحدیث.##النشار، علی سامی (1965)، نشأة الفکر الفلسفیفی الاسلام، الطبعة الثالثة، الاسکندریۀ: دار المعارف.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>پرسش از معنای تفسیر در «اخلاق تفسیر» و سنجش کارآمدی تعریف تفسیرپژوهان مسلمان از «پدیده تفسیر»</TitleF>
				<TitleE>...interpretation, criticize, interpretater muslims,Analysis</TitleE>
                <URL>https://quranicstudies.ihcs.ac.ir/article_3360.html</URL>
                <DOI></DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>میراث تفسیری مسلمانان ساحت متکثر، متنوع و سیالی است. شناخت و تبیین روشمند، عینی و آکادمیک از این ساحت متکثر و گونهگون بر عهده تفسیرپژوهی است. یکی از است. مفسران و « پدیده تفسیر » اضلاع و جنبههای تفسیرپژوهی، تبیین درست داشتهاند، « تفسیر » تفسیرپژوهان مسلمان در طول تاریخ تلقیهای متنوع و متکثری از پدیده با کاستی هایی « تفسیر » اما آنچه بهنظر میرسد این است که تلقیهای تفسیرپژوهان از نشان میدهد که آنان در بحث از « تفسیر » مواجه است. مطالعه در غالب این تلقیها از روی آوردهاند و « تفسیر » چیستی تفسیر، بهجای تبیین پدیده تفسیر، به تحلیل واژگانی پاسخگوی پرسشها و نیازهای « غیرتفسیر » و « تفسیر » کوشش آنها در تمایزبخشی میان کامیاب و کارآمد نبودهاست. « تفسیر » امروز نیست و این تعاریف در تبیین واقعیت در ساحت تفسیرپژوهی مسلمانان، واژه تفسیر بهواسطه چندوجهیبودنش در معانی مختلف بهکار رفتهاست. این در حالیست که غالباً این معانی در هم می آمیزد؛ یعنی در گفتمان تفسیرپژوهی مسلمانان این تفکیکها چنانکه باید لحاظ نشده و کاربست واژه تفسیر در معانی گفتهشده بهدرستی تمایز نمییابد. اخلاق » از آنجا که پیش از پرداختن به پژوهشهای میانرشتهای مرتبط با تفسیر مانند داشت، در این پژوهش با تلقی ها و « تفسیر » باید تصور و درک درستی از پدیده « تفسیر تصوراتی که تفسیرپژوهان و مفسران مسلمان از مقوله تفسیر دارند آشنا میشویم و آنها را میسنجیم.پرسشهای اصلی این پژوهش این است که تعاریف مفسران و تفسیرپژوهان تا چه کامیاب و کارآمد بوده است؟ تفسیرپژوهان در فهم، « تفسیر » میزان در تبیین واقعیت دارند؟ در این « پدیده تفسیر » چه راهی رفتهاند و چه درکی از « تفسیر » بازشناسی و تبیین راه چه ساز و کار و قواعدی را بهکار بستهند؟ ترمینولوژی و مجموعه مفاهیمی که بهمثابه ابزارهای معرفتی برای تحلیل و تبیین تفاسیر تدارک دیدهاند، چه میزان روشن و کارآمد کدام است؟ « اخلاق تفسیر » در « تفسیر » است؟ تلقی اهمیت پژوهش حاضر در آشکارساختن کاستیهای راهبردی و رخنهها و آسیبهای روششناختی و معرفتشناختیِ ناظر به یکی از اضلاع و جنبههای تفسیرپژوهی؛ یعنی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The interpretive legacy of Muslims is a plural, diverse and fluid area. The methodological, objective, and academic explanation and interpretation of this multifaceted and diverse field is the subject of interpretative research. One of the aspects and aspects of the interpretation of the study is the proper explanation of the &quot;phenomenon of interpretation&quot;. Muslim commentators and commentators have had varied and varied interpretations of the phenomenon of &quot;commentary&quot; throughout history, but what appears to be a flaw in interpretations of commentary on &quot;interpretation&quot;. The study of most of these perceptions of &#039;interpretation&#039; shows that they have turned to lexical analysis of &#039;interpretation&#039; rather than explaining the phenomenon of interpretation, and attempt to differentiate between &#039;interpretation&#039; and &#039;non-interpretation&#039;. It does not answer today&#039;s questions and needs, and these definitions have not been successful in explaining the reality of &#039;interpretation&#039;.The main issue of this study is to what extent have the definitions of the commentators and the commentators been successful in explaining the reality of the “interpretation”? How have scholars interpreted, understood, and interpreted the interpretation of &quot;interpretation&quot;, and what is their understanding of the &quot;phenomenon of interpretation&quot;? What mechanisms and rules do you employ in this way? How clear and efficient is the terminology and set of concepts provided as epistemic tools for analyzing and interpreting interpretations?</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>101</FPAGE>
						<TPAGE>120</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>هاجر خاتون</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قدمی جویباری</Family>
						<NameE>Hajarkhtun</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ghadamijuybari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>تهران. دانشگاه پیام نور</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hjuybari.2006@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سید هدایت</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>جلیلی</Family>
						<NameE>S. Hedayat</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Jalili</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>گروه آموزشی علوم قرآنی و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه خوارزمی تهران، تهران، ایران.</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>shjalili@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تفسیر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اخلاق تفسیر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تفسیرپژوهان مسلمان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تحلیل</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نقد</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>قرآن کریم##ابن فارس، احمد. (1422 ق). معجم مقاییس اللغة. بیروت: دار احیاء التراث العربی.##ابن منظور، محمد­بن مکرم. (1405 ق). لسان العرب. قم: نشر ادب الحوزه.##ابوالفتوح. رازی، حسین­بن علی (1378 ش). روض الجِنان و روح الجَنان. مشهد: بنیاد پژوهش­های اسلامی آستان قدس رضوی##احمدی، بابک (1381). ساختار و تأویل متن. تهران: مرکز.##بابایی، علی­اکبر. (1379). روش­شناسی تفسیر قرآن. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ـ تهران: سمت.##پاکتچی، احمد (1391). تاریخ تفسیر قرآن کریم. تهران. دانشگاه امام صادق(ع)##پاکتچی، احمد (1387). «تفسیر». دایرة­المعارف بزرگ اسلامی. ج 15. تهران: مرکز دایرة­المعارف بزرگ اسلامی##پالمر، ریچارد (1382). علم هرمنوتیک. ترجمه محمدسعید حنایی کاشانی. تهران. هرمس.##راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین (1405ق). مقدمه جامع التفاسیر.کویت: دار الدعوة.##زبیدی، محمد مرتضی. (بی­تا). تاج العروس. بیروت: المکتبة الحیاة.##الزرکشی، بدرالدین (1957م). البرهان فی علوم القرآن. بیروت: دار احیاء الکتب العربیة.##الزرکشی، بدرالدین (1310 ق). البرهان فی علوم القرآن. بیروت. دارالمعرفة##خلجی، محمدمهدی (1377). آرا و اندیشه­های محمد ارکون. تهران: مرکز مطالعات فرهنگی ـ بین‌المللی مدیریت مطالعات اسلامی##الخولی، امین (1982 م). التفسیر: نشأته. تدرجه. تطوره. بیروت: دارالکتاب اللبنانی##جرجانی، حسین (1378 ش). جلاء الاذهان (تفسیر گاذر). تحقیق میرجلال­الدین حسینی ارموی. تهران: دانشگاه تهران؛##جصاص، احمد (1405 ق/ 1985 م). احکام القرآن. به کوشش محمدصادق قحاوی. بیروت.##جلیلی، سید هدایت. (1390). پژوهش در تفسیرپژوهی قرآن. تهران: سخن.##جرالد هاوتینگ و عبدالقادر شریف (1389). رهیافت­هایی به قرآن. به کوشش مهرداد عباسی. تهران. انتشارات حکمت.##جوهری، اسماعیل. (1407 ق). الصحاح. تحقیق احمد عطار. بیروت: موسسة المحمودی.##سیوطی، جلال­الدین (146 ق). الاتقان فی علوم القرآن. بیروت: دارالکتب العربی.##شافعی، محمد (1358 ق/ 1939 م). الرساله. به کوشش احمد محمد شاکر. قاهره.##صفوی، کوروش (1379). درآمدی بر معناشناسی. تهران. حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.##طباطبایی، محمدحسین. (1363 ق). المیزان فی تفسیرالقرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی.##طباطبایی، محمدحسین. (1386 ش). قرآن در اسلام. قم: بوستان کتاب. چ 1.##طبرسی، ابوعلی الفضل­بن الحسن. (1406). مجمع­البیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار احیا التراث العربی.##طبری، محمد­بن جریر (1405 ق). جامع البیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دارالمعرفه.##طریحی، فخرالدین (1408 ق). مجمع البحرین. تحقیق احمد الحسینی. بی­جا: نشرالثقافة الاسلامیه.##فراهیدی، خلیل­بن احمد (1409 ق) العین. تحقیق مهدی مخزومی ـ ابراهیم سامرایی. بی­جا: موسسة دارالهجرة.##قراملکی، احد (1385). روش­شناسی مطالعات دینی. مشهد. دانشگاه اسلامی رضوی##قراملکی، احد (1385). اصول و فنون پژوهش در گستره دین­پژوهی. قم. انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم. چ 2.##قرطبی، محمد (1972 م). الجامع الاحکام القرآن. به کوشش احمد عبدالعلیم بدونی. قاهره.##مجتهد شبستری، محمد (1373). هرمنوتیک، کتاب و سنت. چ 2. تهران: انتشارات قیام.##معرفت، محمدهادی. (1380). تفسیر و مفسران. قم: موسسه فرهنگی التمهید. چ 1.##واعظی، احمد (1385). درآمدی بر هرمنوتیک. تهران. پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.##هاسپرس، جان (1387). درآمدی بر تحلیل فلسفی. ترجمه موسی اکرمی. تهران. آگاه. چ 2.##مقالات##ارکون، محمد (1988). «النص الاول/ النص الثانی». المواقف. ش 54##ارکون، محمد؛ خلجی، محمد مهدی (1376). «متن نخستین، متن دوم». دانشگاه انقلاب. ش 110##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				