دوره و شماره: دوره 10، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 1-158 
شناسنامه علمی شماره

شناسنامه و فهرست

چکیده
فصلنامه مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی
صاحب امتیاز: انجمن ایرانی مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی
دوره ۱۰، شماره تابستان ۱۴۰۵
صفحات 1- 158


مدیر مسئول: مریم قبادی
سردبیر: محسن قاسم پور
مدیر اجرایی: زهرا نبئی



فهرست مطالب

تحلیل کارکردهای زبانی در سوره لقمان؛ رهیافتی مبتنی بر مدل ارتباطی یاکوبسن
محمدمهدی شاهمرادی فریدونی؛ زهرا اسفندیاری
صفحات: 1- 28

تحلیل تطبیقی معناشناختی «إِذَاعَه» در قرآن کریم با تأکید بر مفاهیم انتشار اطلاعات
رحمان عشریه؛ فرشته محمدی
صفحات: 29-54

پیوند کارکردهای غیرزمانی فعل ماضی با الگوی مفهوم‌سازی زمان در عربی قرآنی: تبیین شناختی
آسیه ذوعلم
صفحات: 55- 80

تحلیل مفهوم زمان در قرآن با رویکرد معناشناختی ایزوتسو
علیرضا زکی‌زاده رنانی؛ علی‌اصغر اسلامی تنها؛ صدیقه طاهری
صفحات: 81- 113

تبیین مفهومی بازسازی عاطفی و رشد درونی بر اساس آموزه‌های سوره‌ی ضحی
رضا حاجیان حسین آبادی؛ محمد محمدی صدر؛ یاسر عروجی
صفحات: 114- 132

مطالعۀ دیجیتال ـ کیفیِ مفاهیم قدرت، عدالت و اطاعت در تفاسیر فریقین: الگویی برای تحلیل گفتمان سیاسی قرآن
علیرضا اشتری تفرشی
صفحات: 133- 158

پژوهشی مطالعات قرآنی

تحلیل کارکردهای زبانی در سوره لقمان؛ رهیافتی مبتنی بر مدل ارتباطی یاکوبسن

صفحه 1-28

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.51949.2401

محمد مهدی شاهمرادی فریدونی، زهرا اسفندیاری

چکیده سوره لقمان از سوره‌هایی است که به دلیل تمرکز بر مفاهیمی چون حکمت، توحید، شکرگزاری، اخلاق فردی و اجتماعی و نیز بهره‌گیری از گفت‌وگوی تربیتی میان لقمان و فرزندش ، ظرفیت قابل‌توجهی برای تحلیل زبان‌شناختی و ارتباطی دارد. این مقاله با استفاده از نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن (1896_1982) ، به تحلیل کارکردهای زبانی سوره لقمان پرداخته است . مسئله اصلی تحقیق این است که چگونه سوره لقمان با بهره‌گیری از ابزارهای زبانی ، ارتباط مؤثر میان فرستنده ، یعنی خداوند و گیرندگان مستقیم متن، یعنی مخاطبان انسانی ، برقرار کرده و مفاهیم الهی را در قالبی چندلایه منتقل می‌کند . روش پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و بر اساس تحلیل سوره لقمان، عناصر ارتباطی و شش کارکرد زبانی یاکوبسن ، یعنی ارجاعی ، عاطفی ، تماسی/هم‌دلی، متازبانی، ترغیبی/کنشی و ادبی بررسی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که کارکردهای زبانی در سوره لقمان بر اساس شواهد زبانی- صرفی و نحوی، شواهد معنایی و شواهد سیاقی قابل تشخیص‌اند و در موارد هم‌زمانی چند کارکرد، باید میان کارکرد غالب و کارکردهای فرعی تفکیک کرد.

پژوهشی مطالعات قرآنی

تحلیل تطبیقی معناشناختی «إِذَاعَه» در قرآن کریم با تأکید بر مفاهیم انتشار اطلاعات

صفحه 29-54

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.52012.2410

رحمان عشریه، فرشته محمدی

چکیده اولین گام در جهت دستیابی به معارف قرآن، بررسی دقیق معانی واژگانی آن است. با گسترش رویکردهای معناشناختی در پژوهش های قرآنی، روشی نوین در این حوزه شکل گرفته که هدف آن کشف لایه های پنهان معانی در آیات قرآن است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و تمرکز بر واژه «إِذَاعَه» به عنوان محور اصلی، به بررسی مقایسه ای این مفهوم با دیگر واژگان مرتبط در حوزه انتشار اطلاعات پرداخته است. واژگانی همچون «اشاعه»، «اِظهار»، «اِبراز»، «اِبداء»، «اِجهار»، «اِعلان»، «اِضداع» و «بیان» ازجمله کلیدواژه هایی هستند که بیشترین اشتراک معنایی با «إِذَاعَه» را دارا بوده و در این پژوهش تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که: «اشاعه» به انتشار همراه با گستردگی و توسعه دلالت دارد.«اِظهار» به آشکارسازی امور پنهان یا بیان پیروزی و غلبه اشاره می کند.«اِبراز» خروج شیء از حالت پیشین به شکلی ملموس و مشهود است. «اِبداء» در مواردی به کار می رود که قصد یا اختیار قبلی در افشای اطلاعات وجود نداشته باشد. «اِجهار»سطح آشکارسازی و بیان بی پرده را می رساند.«اِضداع» به معنای شکافتن اشاره دارد. «بیان» بر وضوح، انکشاف و ظهورتأکید دارد. هر یک از این مفاهیم، با وجود پیوندهای معنایی، از تفاوت های ظریفی نیز برخوردارند.

پژوهشی مطالعات قرآنی

پیوند کارکردهای غیرزمانی فعل ماضی با الگوی مفهوم‌سازی زمان در عربی قرآنی: تبیین شناختی

صفحه 55-80

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.52565.2430

آسیه ذوعلم

چکیده زمان از مفاهیم بنیادین و انتزاعی است که همواره در کانون توجه پژوهشگران حوزه‌های مختلف، از جمله زبان‌شناسی شناختی، قرار داشته است. در این رویکرد، زمان در معنی‌شناسی شناختی از منظر استعاره‌های مفهومی و در دستور شناختی از منظر کارکردهای زمان دستوری بررسی می‌شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی، با تحلیل کارکردهای غیر زمانی فعل ماضی در زبان عربی قرآنی، در پی تبیین رابطۀ آن با الگوی مفهوم‌سازی زمان در این زبان است. یافته‌ها نشان می‌دهد که کارکردهای غیر زمانی فعل ماضی در قرآن، شامل بیان حقایق فرازمانی، آینده محقق‌الوقوع، ویژگی‌های نهادینه و دعای محقق‌الوقوع الهی، بیانگر غلبۀ مفاهیمی چون ثبوت و قطعیت‌اند. این الگو در مقابلِ کارکردهای غیرزمانی ماضی در فارسی و انگلیسی، مبتنی بر مفهوم دوری معرفتی، قرار دارد؛ که تفاوت میان این دو الگو، بازتاب دو شیوۀ متفاوت مفهوم‌سازی زمان است: در عربی قرآنی، مفهوم‌سازی گذشته در جلو و آینده در پشت بر پایۀ شهودیت؛ و در فارسی و انگلیسی، مفهوم‌سازی معکوس بر اساس حرکت رو به جلو. عناصر اصلی کارکردهای غیر زمانی فعل ماضی، یعنی ثبوت و قطعیت را می‌توان از پیامدهای شناختی شهودیت به شمار آورد.

پژوهشی مطالعات قرآنی

تحلیل مفهوم زمان در قرآن با رویکرد معناشناختی ایزوتسو

صفحه 81-113

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.54071.2471

علیرضا زکی‌زاده رنانی، علی‌اصغر اسلامی تنها، صدیقه طاهری

چکیده این مقاله به تحلیل معناشناختی واژگان مرتبط با مفهوم «زمان» در قرآن‌کریم می‌پردازد. هدف اصلی، ارائه یک چارچوب مفهومی جامع برای درک عمیق‌تر زمان از منظر قرآن است. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش معناشناسی قرآنی، واژگان کلیدی زمان را در متون تفسیری معتبر مورد بررسی قرار داده است. داده‌های گردآوری شده از قرآن و تفاسیر، بر اساس دو معیار «عمومیت» (مفاهیم کلی زمان مانند دنیا، آخرت، گذشته، حال و آینده) و «خصوصیت» (واژگان جزئی‌تر مانند یوم، شهر، سال و دهر) دسته‌بندی شده‌اند. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که قرآن‌کریم، زمان را نه تنها به عنوان یک مفهوم کمی و وابسته به رویدادها (مظروف)، بلکه به عنوان یک حقیقت کیفی، مستقل و جوهری معرفی می‌کند. «نسبی بودن» زمان در کنار «حقیقی بودن» حاکی از آن است که زمان نه تنها متأثر از درون بودِ خود نیست، بلکه بر مظروف خود تأثیرگذار است. قرآن صرفاً زمان را به صورت خطی (توالی رویدادها) بیان نکرده، بلکه اتصال گذشته وآینده در اکنون زمانی در قرآن مورد توجه آیات بوده است.

پژوهشی مطالعات قرآنی

تبیین مفهومی بازسازی عاطفی و رشد درونی بر اساس آموزه‌های سوره‌ی ضحی

صفحه 114-132

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.54434.2490

رضا حاجیان حسین آبادی، محمد محمدی صدر، یاسر عروجی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین آموزه‌های سوره ضحی درزمینه رشددرونی، بازسازی روانی وتوسعه فردی، با رویکردکیفی و با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی براساس الگوی گرانهیم و لیوند (2004) و تحلیل مضمون باساس برانو و کلارک (2006) انجام شد. داده‌ها ازطریق منابع تفسیری، مطالعات روان‌شناسی مثبت‌نگر وپژوهش‌های میان‌رشته‌ای دین وسلامت روان گردآوری و با استفاده از تقطیع معنایی، استخراج کدها، مقوله‌سازی و تولید تم‌های مفهومی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که سوره ضحی فرآیندی منسجم برای عبور انسان از احساس رهاشدگی و بحران به سوی امید، معنا و بازسازی هویت ارائه می‌کند؛ به‌طوری که آیات آغازین بابیان دوگانه ضحی و لیل تحول روانی از تاریکی به روشنایی را ترسیم کرده و آیه سوم بر تجربه امنیت وجودی از طریق احساس حمایت الهی تأکید می‌کند. همچنین آیات میانی با یادآوری حمایت، هدایت و توانمندسازی الهی، زمینۀ بازتعریف خویشتن و تقویت خودباوری را فراهم می‌آورند و سه فرمان پایانی سوره نشان می‌دهد که رشد معنوی به کنش اخلاقی، شفقت اجتماعی و شکرگزاری فعال منتهی می‌شود. بر اساس این نتایج، سوره ضحی الگویی کاربردی برای فهم بازسازی روانی، امیدبخشی و رشد فردی ارائه می‌دهد و می‌تواند به‌عنوان چارچوبی نظری در حوزه روان‌شناسی مثبت‌نگر و مداخلات مبتنی بر معنا مورد استفاده قرار گیرد.

پژوهشی مطالعات قرآنی

مطالعۀ دیجیتال ـ کیفیِ مفاهیم قدرت، عدالت و اطاعت در تفاسیر فریقین: الگویی برای تحلیل گفتمان سیاسی قرآن

صفحه 133-158

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.54706.2503

علیرضا اشتری تفرشی

چکیده این مقاله با رویکرد دیجیتال ـ کیفی به بررسی مفاهیم کاربردی قدرت، عدالت و اطاعت در تفاسیر منتخب فریقین می‌پردازد. مسئلۀ اصلی پژوهش آن است که این سه مفهوم در سنت‌های تفسیری اهل سنت و امامیه چگونه صورت‌بندی شده‌اند و چه نسبتی با گفتمان سیاسی قرآن دارند. برای این منظور، آیات مرتبط با حکم، ملک، سلطان، امر، اولی‌الامر، عدل، قسط، امانت و طاعت در نه تفسیر شاخص، شامل تفاسیر طبری، زمخشری، فخر رازی، قرطبی، ابن‌کثیر، طوسی، طبرسی، طباطبایی و نمونه، بررسی شده‌اند. روش پژوهش، ترکیبی از خوانش نزدیک، کدگذاری کیفی، تحلیل مضمون و مقایسۀ گفتمانی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که قدرت در این تفاسیر غالباً به‌مثابۀ امانت، حکم، هدایت و مسئولیت فهم شده و عدالت، شرط درونی مشروعیت و معیار تحدید قدرت است. همچنین اطاعت، امری مطلق و بی‌قید نیست، بلکه با حق، شریعت، عدالت و مرجعیت مشروع پیوند دارد. مهم‌ترین تفاوت فریقین در تفسیر اولی‌الامر آشکار می‌شود. مقاله نشان می‌دهد که رویکرد نوین دیجیتال ـ کیفی می‌تواند الگویی شفاف و قابل مقایسه برای تحلیل گفتمان سیاسی قرآن فراهم سازد.