دوره و شماره: دوره 10، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-153 
پژوهشی مطالعات قرآنی

دیدگاه مکتب تفسیر ادبی معاصر در مورد قصه‌های قرآن و پیامدهای آن

صفحه 1-30

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.52546.2431

فرشته طالبی، مجید معارف، صالح قنادی

چکیده نظریه‌پردازان مکتب ادبی معاصر در تفسیر قرآن، متن این کتاب مقدس را در افق متون ادبی ارزیابی کرده و بر وجوه ادبی، بلاغی و زیبایی‌شناختی آن تأکید ورزیده‌اند. این رویکرد، هرچند در تبیین ظرفیت‌های بیانی قرآن نقش‌آفرین بوده، در برخی قرائت‌ها به برداشت‌های افراطی انجامیده است؛ به‌گونه‌ای که قصه‌های قرآنی صرفاً تمثیلی، اسطوره‌ای یا صرفاً تاریخی تلقی شده‌اند. چنین نگرشی تأثیرات منفی بر فرایند تفسیر قرآن بر جای نهاده و ضرورت واکاوی انتقادی آسیب‌ها و پیامدهای آن را برجسته ساخته است.
پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه‌ای، به استخراج و تحلیل پیامدهای این رویکرد تفسیری پرداخته است. از مهم‌ترین نتایج این بررسی، گسترش تمثیلی‌انگاری قصه‌های قرآنی و رواج نگرش نمادین به زبان قرآن است؛ نگرشی که افزون بر تضعیف واقع‌نمایی الفاظ قرآنی، به انکار حجیت ظواهر قرآن، تردید در معجزات انبیاء و کاهش اعتبار تاریخی قصه‌های قرآنی انجامیده است. این پیامدها با غایت بنیادین قرآن در هدایت، عبرت‌آموزی و تأثیرگذاری تربیتی در تعارض قرار دارد و تفاسیر نواندیشانه را با چالش‌های معرفتی و روشی جدی مواجه می‌سازد.

پژوهشی مطالعات قرآنی

آرایش ترکیبی و ترتیبی صفات دوتایی خدا در قرآن: نظریه «میل ترکیبی»

صفحه 31-57

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.53236.2447

حامد شیوا پور

چکیده این پژوهش به بررسی همنشینی صفات دوتایی خدا در پایان آیات قرآن (یعنی صفاتی مانند علیم و حکیم، غفور و رحیم و... که به نحو مزدوج در پایان آیات آمده‌اند) می‌پردازد. آشنایی با نحوه چینش این صفات علاوه بر کمک به فهم بلاغت قرآن، به فهم خداشناسی قرآن هم کمک می‌کند. پرسش این است که ترکیب و ترتیب این صفات از چه نظم ویژه‌ای پیروی می‌کند. با الهام از مفهوم «میل ترکیبی» در شیمی (یعنی تمایل عناصر به ترکیب با یکدیگر)، ادعا می‌شود که این صفات از قوانینی مشابه جدول عناصر تبعیت می‌کنند؛ به این معنا که هر صفت، «میل ترکیبی» خاصی با صفات دیگر دارد. برای اثبات این ادعا، صفات دوتایی خدا استخراج و دسته‌بندی شدند.
یافته‌ها حاکی از آن است که صفات الهی از دامنه و شدت میل ترکیبی متفاوتی برخوردارند؛ به گونه‌ای که برخی صفات بارها در کنار یکدیگر ظاهر می‌شوند، اما با برخی دیگر هرگز همنشین نمی‌گردند. همچنین، ترتیب این صفات از الگوهای ثابت یا سیالی تبعیت می‌کند که با بافت آیه و فواصل قرآنی مرتبط است. این کشف، علاوه بر زیبایی‌شناسی ادبی قرآن، زمینه‌ را برای مطالعات عمیق‌تر در حوزه تفسیر، زبان‌شناسی قرآن و نظام‌مندسازی مفاهیم کلامی با تکیه بر قرآن فراهم می‌کند.

پژوهشی مطالعات قرآنی

سعی؛ محور مسئولیت و سرنوشت انسان در گفتمان قرآن: خوانشی تحلیلی از آیه ۳۹ نجم

صفحه 58-79

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.53748.2462

احمد قرائی سلطان آبادی

چکیده این پژوهش به واکاوی جایگاه «سعی» در تعیین سرنوشت انسان با محوریت آیه «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا مَا سَعَى» از سوره نجم می‌پردازد؛ آیه‌ای که نقش انسان را در رقم‌زدن فرجام خویش بنیادین می‌سازد و نسبت آن را با عدالت الهی، مسئولیت اخلاقی و مسئله انتقال ثواب روشن می‌کند. تحقیق حاضر با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و بر پایه منابع معتبر لغوی، شواهد قرآنی، سیاق آیات ۳۶ تا ۴۱ نجم، آرای مفسران و روایات، مفهوم «سعی» را به‌طور دقیق بررسی می‌نماید. یافته‌ها حاکی است که سعی در منطق قرآن صرفاً به عمل ظاهری محدود نیست، بلکه بر کوشش آگاهانه، ارادی و جهت‌مند دلالت دارد و از نیت و بینش انسان جدایی‌پذیر نیست. مطالعه آیات مرتبط نیز نشان می‌دهد که اصل «مسئولیت فردی» و «مالکیت انسان بر عمل خویش» در سراسر قرآن جایگاهی محوری دارد. تحلیل روایاتِ مربوط به نفع‌رسانی اعمال دیگران به میت نشان می‌دهد این موارد، نه به‌معنای انتقال ثواب و افزودن بر نامه عمل فرد، بلکه در چارچوب هدایت، تنبّه و آثار تربیتی تفسیر می‌شوند. بر این اساس، آیه یادشده بر استقلال وجودی انسان در ساختن سرنوشت خویش تأکید می‌کند و نقش دیگران را به عرصه تأثیرگذاری معرفتی و هدایتی محدود می‌سازد.

پژوهشی مطالعات قرآنی

بررسی ساختار داستان رهایی حضرت ابراهیم از آتش با رویکرد بافت زبانی

صفحه 80-101

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.53697.2460

مرضیه کهندل جهرمی

چکیده شناخت رابطه میان واژه و معنا در قرآن کریم، از بنیادی‌ترین مباحث معناشناسی معاصر است. در نظریه بافت زبانی، هر واژه در زمینه و محورهای ارتباطی خود معنا می‌یابد، نه به‌طور مستقل. از این منظر، تحلیل بافتی، دریچه‌ای برای کشف هماهنگی نظام واژگان و اهداف سوره‌ها در روایت‌های مشابه قرآنی فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر با رویکرد معناشناسی بافت‌محور به بررسی داستان رهایی حضرت ابراهیم (ع) از آتش در قرآن کریم می‌پردازد. هدف از این پژوهش، تبیین نقش بافت زبانی در شکل‌گیری نظام معنایی واژگان و تبیین تفاوت‌های دلالی میان سوره‌های الأنبیاء، الصافات ، انعام و العنکبوت است. با بهره‌گیری از دو محور جانشینی و همنشینی در نظریه ساخت‌گرای معناشناسی، پژوهش نشان داد که تفاوت در گزینش واژگان، میزان اختصار یا بسط روایت، متناسب با هدف و غرض ارتباطی هر سوره تنظیم شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که توجه به بافت زبانی و سیاق آیات، نه‌تنها سبب درک دقیق‌تر از معنای واژگان می‌شود بلکه هماهنگی میان ساختار زبانی و هدف محتوایی سوره‌ها را نیز آشکار می‌سازد. از این منظر، تحلیل بافت زبانی، ابزاری برای کشف عمق بیانی قرآن و نشان دادن اعجاز ادبی آن است.

پژوهشی مطالعات قرآنی

بررسی و تحلیل الگوهای کنش ارتباطی در سوره مبارک مریم(س)با تکیه بر نظریه ارتباطی یورگن هابرماس

صفحه 102-128

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.53092.2470

عسگر بابازاده اقدم

چکیده نظریه کنش ارتباطی یورگن هابرماس بر آن است که ثابت کند منازعات اجتماعی می‌بایست به طور ایده‌آل و بدون کاربرد قهر و خشونت حل‌وفصل شود، راه‌حل این امر از طریق گفتگو و مباحثه صورت می‌گیرد. از نظر او حقیقت عنصری بین ذهنی است که در کلام ظهور می‌یابد و افراد باید از نظر درونی به استدلال برتر و منطقی گرایش داشته باشند و آزادانه و عقلانی صحبت کنند تا به هدف تفاهم برسند. نظریه او از سه‌شاخه عمده کنش گفتاری، کنش نمایشی و کنش هنجاری تشکیل شده و در جریان هر کدام مؤلفه‌ها و معیارهایی برای برقراری ارتباط و رسیدن به هدف تفاهم تعریف شده است. گفتار حاضر با بررسی تعاملات و گفتگوهای موجود در سوره مبارک مریم (س) مبتنی بر نظریه هابرماس به روش توصیفی - تحلیلی به این نتیجه رسید که الگوهای ارتباطی در این سوره از سه نوع کنش موجود بهره برده است و به‌تناسب مخاطب و نوع پیام و هدف هر گفتگویی، از روش‌هایی همچون ترغیب، ارشاد، مخاطب‌شناسی و زبان بدن و الگوهای هنجاری به جایی بهره برده است. کنش ارتباطی از نوع گفتگو دارای بسامد بیشتری نسبت به کنش نمایشی و هنجاری است

پژوهشی مطالعات قرآنی

بررسی تحلیلی تاریخی تفسیر عصری، فراز و فرود انگاره‌ها

صفحه 129-153

https://doi.org/10.22034/isqs.2026.54215.2479

محسن قاسم پور، پروین شناسوند

چکیده مقاله حاضر با عنوان «بررسی تحلیلی تاریخی تفسیر عصری، فراز و فرود انگاره‌ها» به بررسی مفهوم، پیشینه، ضرورت، ویژگی‌ها و زمینه‌های گرایش به تفسیر عصری قرآن کریم می‌پردازد. تفسیر عصری به مثابه رویکردی نوین در تفسیر قرآن، با توجه به تحولات فکری، اجتماعی و علمی هر عصر، به کشف و تبیین پیام‌های قرآنی با زبان و روشی متناسب با نیازها و پرسش‌های معاصر همت می‌گمارد.بررسی عوامل تاریخی –کلامی –اجتماعی وتبیین متغیرهای موثر بر ظهور، غلبه و افول یا تطور این انگاره ها می پردازد . انگاره های تفسیری مانند تاویل گرایی اعتزالی، ظاهرگرایی حنبلی، عقل گرایی فلسفی وادراکات شهودی عرفانی و در دوران معاصر تحولات اجتماعی وعلم گرایی تطبیقی از جمله این متغیرها به شمار می آید . نتیجه آنکه فهم تاریخ تفسیر قرآن نیازمند نگاهی پویا وبررسی زمینه هایی است که در آن تفاسیر قرآن نه به صورت گزاره ایی مطلق و منقطع از تاریخ بلکه به مثابه پاسخ های اجتهادی ومتاثر از شرایط عصر مفسر تلقی شود. به دیگر سخن تفسیر عصری به‌عنوان خوانشی زمانمند و متناسب با اقتضائات هر عصر، نه تنها با قداست و فراتاریخی بودن قرآن منافات ندارد، بلکه تحقق‌بخش رسالت هدایتگری آن برای همه اعصار و زمینه‌ساز اجتهادی پویا در عرصه فهم دین است.