واکاوی مبانی اختلاف مفسران در شناسایی دشمنان پنهان ودلالتهای آن بر نظریه امنیت در اسلام(با محوریت آیه ۶۰ انفال)
صفحه 1-24
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.52145.2413
رضا ملازاده یامچی؛ حسین براتی
چکیده آیه شصتم سوره انفال، با فرمان محوری «إعداد القوّة» وطرح مفهوم دشمنان پنهان «وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ»، مبانی راهبردی وبنیادین نظریه امنیت در اسلام را تبیین مینماید.این پژوهش با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کیفی ورویکرد تطبیقی در بررسی تفاسیر، به واکاوی مبانی اختلاف مفسران در شناسایی این دسته از دشمنان ودلالتهای آن بر نظریه امنیت اسلامی پرداخته است.یافتههای تحقیق نشان میدهد که مفهوم قرآنی «قوّه» دارای ابعاد مادی ومعنوی گستردهای است.همچنین، شناسایی «آخرین» به مصادیق متنوعی چون یهود، اهل فارس، منافقین، کفار جن وعموم دشمنان ناشناخته، بر ماهیت چندوجهی، پویا وپیچیده تهدید در اندیشه اسلامی دلالت دارد.مبانی روایی، لغوی، تاریخی وکلامی، عوامل اصلی شکلدهنده به این اختلافات تفسیری تشخیص داده شدهاند.این تباین آراء، بر اصولی چون عدم قطعیت در محیط امنیتی، ضرورت مدیریت راهبردی غافلگیری، نقش حیاتی اطلاعات، راهبرد آمادگی همهجانبه، بازدارندگی فعال وچندلایه، اهمیت امنیت داخلی وپیوند ناگسستنی امنیت واقتصاد در چارچوب نظریه امنیت اسلامی تأکید میورزد.نتایج این پژوهش، دلالتهای معاصر وکاربردی برای جوامع اسلامی در بازتعریف مؤلفههای قدرت، تقویت ظرفیتهای اطلاعاتی، اتخاذ رویکردهای بازدارندگی جامع، مقابله هوشمندانه با تهدیدات داخلی ومدیریت عدم قطعیت ارائه میدهد
رهیافتهای توحیدی و تربیتی داستان حضرت سلیمان (ع) در سوره ص
صفحه 25-47
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.52772.2435
سمیه سلمانیان؛ صبیح مصطفی عبد اللهیبی
چکیده سوره «ص» از سورههای مکی قرآن کریم با ارائه سرگذشت پیامبران الهی، بهویژه حضرت سلیمان(ع)، زمینهای برای تبیین مبانی تربیت دینی و سازوکارهای تهذیب اخلاقی فراهم میکند. داستان سلیمان(ع) نمونهای شاخص است از پیامبری که در اوج قدرت، سلطنت و برخورداری از نعمتهای فراوان، محور زندگی خود را بر عبودیت، توکل، إنابه و بازگشت به خداوند قرار داده است. هدف این پژوهش، واکاوی رهیافتهای توحیدی و تربیتی این داستان و ارائه الگوی عملی آن برای انسان معاصر است تا نشان دهد چگونه میتوان از قصص قرآنی برای تربیت اخلاقی و دینی بهره برد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای آیات قرآن، تفاسیر معتبر و منابع مرتبط است. یافتهها نشان میدهد که داستان سلیمان(ع) آموزههای بنیادینی مانند تقدم عبادت بر دنیا، توکل و إنابه، بازگشت آگاهانه پس از آزمون الهی، استفاده صحیح از نعمتها، ارزش تجارت با خدا، ضرورت استعانت از پروردگار و رهایی از دغدغه قضاوت دیگران را ارائه میدهد. این آموزهها بیانگر آن است که عبودیت، شکرگزاری و بازگشت خالصانه به خداوند، زمینهساز رشد معنوی و بهرهمندی از مواهب الهی است و میتواند الگویی عملی و کاربردی برای تربیت اخلاقی انسان امروز باشد.
ابرهه، بازخوانی منابع سنتی بر پایۀ کتیبههای منسوب به وی
صفحه 48-93
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.52799.2436
محمدعلی خوانین زاده
چکیده ابرهه شناختهترین پادشاه حِمْیَر است که بیشتر با روایات لشکرکشیاش به مکه با هدف تخریب کعبه با لشکری فیلسوار مشهور است. این رویداد به «عام الفیل» شهرتیافته، طبق برخی روایات پیامبر اسلام(ص) در همینسال به دنیا آمدهاست و افزون بر مورخان مسلمان، مفسران قرآن ذیل سورۀ الفیل بدان پرداختهاند. با توجه به متأخربودن منابع اسلامی از دوران ابرهه و بهویژه «عام الفیل»، در تاریخیبودن این رویداد تردیدهایی در دوران معاصر بودهاست؛ ازجمله اینکه چگونه فیل آفریقایی میتوانسته مسیر حدود 800کیلومتری یمن به مکه را در بیابان خشک و سوزان بپیماید، یا چرا منابع غیراسلامی همدوره شهر مکه یا این رویداد مهم را یادنکردهاند. با وجود همۀ شبههها، ابرهه در منابع تاریخی همدورهاش نیز یادشده و در نتیجۀ کاوشهای باستانشناختی 10کتیبه منسوب به وی کشفشدهاند، که در این میان چهارکتیبه به دستور شخص پادشاه نوشتهشدهاند؛ بهگونهای که برای هیچ شخصیت دیگری در عربستان پیشااسلامی چنین منابع متنوع و دقیقی در دست نیست. مسألۀ پژوهش این است که حکومت ابرهه تا کجا را دربرمیگرفته، دیدگاههای دینیاش چه بوده، و آیا لشکرکشیاش به مکه تاریخیاست. برای پاسخ، پساز مرور منابع تاریخی همدوره، شواهد کتیبهشناختی و باستانشناختی بررسی میشوند و با ارائۀ مهمترین دادههای برآمده از این شواهد، زمینۀ بازخوانی منابع سنتی فراهم میشود.
مطالعۀ تطبیقی روایت آفرینش و مبانی جهانبینانۀ آن در اوستا و قرآن
صفحه 94-122
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.52950.2440
محمدعلی طباطبایی
چکیده اوستا و قرآن هر یک در مواضع گوناگونی روایت آفرینش آغازین را شرح میدهند. این پژوهش، تمرکز خود را بر نخستین روایت آفرینش که هر یک از دو متن مقدس زرتشتی و اسلامی، در فرم تدوین نهاییشان، با آن آغاز میشوند قرار میدهد. آن گاه از خلال مقایسۀ شباهتها و تفاوتهای میان این دو روایت از آفرینش آغازین، تلاش میشود گام به گام به اندیشههای عمیقتری که در پس هر یک از دو روایت وجود دارد نقب زده شود تا به ریشهایترین عنصرِ موجود در جهانبینی نهفته در ورای هر یک از دو روایت راه یابیم. در این مسیر پس از بررسی روایت آفرینش در هر دو متن مقدس، به تحلیل و مقایسۀ هدف آفرینش در اوستا و قرآن میپردازیم، و در مرحلۀ بعد منشأ و نقش شر در جهان را از نگاه هر دو روایت میکاویم تا در نهایت به توصیف جهانبینیهای خاص هر یک از دو متن مقدس دست پیدا کنیم. این پژوهش نشان میدهد چگونه میتوان از تجزیه و تحلیل و مقایسۀ روایت آفرینش در دو متن مقدس به جهانبینیهای زیربنایی شکلدهندۀ دستگاه الهیاتی ادیان راه یافت.
کشف ساختار و غرض سوره فجر (با تکیه بر الگوی خامهگر)
صفحه 123-147
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.53146.2445
ساجده نبیزاده؛ سهیلا جلالی کندری
چکیده واکاوی انسجام و پیوستگی متن قرآن بر مبنای الگوهای ساختارشناسانه از رویکردهای نوین در مطالعات علوم قرآنی است، گرچه توجه به نظم و تناسب کلام الهی در مطالعات اسلامی به قرون اولیّه ظهور اسلام بازمیگردد. قرآنپژوهان با هدف کشف چگونگی انسجام و پیوستگی متن قرآن و اثبات ساختارمندی آن در پاسخ به تردیدهایی که بار دیگر در قرن بیستم به نظم قرآن وارد شد و همچنین به منظور تفسیر عالمانه و صحیحتر قرآن، از الگوهای مختلفی استفاده کردند. یکی از این الگوها، الگوی طراحیشده توسط خامهگر است. خامهگر برای هر سوره غرض واحد در نظر میگیرد که سایر اغراض سوره، ذیل آن جایابی میشود. الگوی او شامل سه مرحله است: 1- سیاقبندی 2- عنوانگذاری سیاقهای سوره و کشف غرض آن 3- ترکیب گفتارها و تشکیل فصل و بخش. در پژوهش حاضر به منظور نمایش نظاممندی و انسجام سوره فجر، این سوره در پرتو الگوی یادشده، بررسی شد و حاصل آمد که سوره فجر از هفت گفتار و سه فصل تشکیل شده که همگی علیرغم تمایزات لفظی و محتوایی در جهت پیشبرد غرض واحد سوره با یکدیگر همکاری دارد: "هدایت به حیات سعادتمندانه و پیشگیری از شقاوت در پرتو اثبات توحید الهی از مسیر دعوت عقول به تدبّر در آفرینش".
بررسی اثربخشی آموزش درس مطالعات اجتماعی مبتنی بر رویکرد فهم قرآن بر سازگاری دانشآموزان دختر ابتدائی شهر تهران
صفحه 148-167
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.52968.2446
حمیدرضا مقامی؛ زهرا محمدزاده قره شیران؛ مریم السادات پورمسجدی میبدی
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی، اعتباریابی و بررسی اثربخشی آموزش درس مطالعات اجتماعی مبتنی بر رویکرد فهم قرآن بر سازگاری اجتماعی دانشآموزان دختر پایه سوم ابتدائی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر پایه سوم ابتدائی شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بود. از میان آنها ۳۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه سازگاری اجتماعی دخانچی (۱۳۷۷) بود که پایایی قابل قبولی با آلفای کرونباخ 79/0 داشت. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۵۰ دقیقهای بر اساس بسته آموزشی مطالعات اجتماعی طراحی شده مورد آموزش قرار گرفت. در حالی که گروه کنترل همان درس را به شیوه متداول فرا گرفت. دادهها با استفاده از نرم افزار spss و روش تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان داد گروه آزمایش در مؤلفه ی سازگاری اجتماعی ارتقای قابل توجهی داشته است. این نتایج اثربخشی مثبت آموزش فهم قرآن را تأیید کرده و نشان میدهد که این رویکرد میتواند مهارتهای اجتماعی از جمله سازگاری روانشناختی دانشآموزان را در محیط مدرسه ارتقا دهد.
