شناسنامه و فهرست
صفحه 1-194
چکیده فصلنامه مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی
صاحب امتیاز: انجمن ایرانی مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی
دوره ۱۰، شماره 3، پائیز ۱۴۰۵
صفحات: 194-1
مدیر مسئول: مریم قبادی
سردبیر: محسن قاسم پور
مدیر اجرایی: زهرا نبئی
فهرست مطالب
مطالعه تحلیلی - انتقادی دیدگاههای مفسران فریقین درباره مکر خدا با رویکرد تفسیر کلامی
کاوس روحی برندق؛ فرید بذرافشان مقدم
صفحات: ۱–28
واکاوی نسبت مسئولیتپذیری و نگرانی بر پایه تحلیل معناشناختی حزن در قرآن کریم
مرتضی سلمان نژاد؛ امیرحسین حسین زاده ایوری
صفحات: 29-59
تحلیل روانشناختی-اجتماعی پدیده سلطهپذیری از شیطان مبتنی بر شبکه معنایی«إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ» درآیه 100 سوره نحل
زهرا خانیزارع؛ مهدیه مهدیپور؛ نعمتالله فیروزی
صفحات: 60-91
معناسازی مفهوم بازگشت انسان در سوره طارق بر اساس خوشههای معنایی و تقابلهای دلالی
ابراهیم زارعیفر؛ منصور حمیرانی
صفحات: 92–106
تحلیل اجتماعی کنش منافقان در قرآن کریم (بر اساس نظریه نمایشی اروینگ گافمن)
فاروق نعمتی؛ شهلا شکیباییفر
صفحات: 107-135
کاربست جغرافیا و GIS تاریخی در مطالعات قرآنی: مطالعه موردی سوره قریش
فاطمه احمدوند
صفحات: 136- 164
تحلیل کارکردهای بلاغی - تفسیری کنایه در تفسیر مجمعالبیان طبرسی
فاطمه دسترنج؛ ضیفالله رزاق الهلالی
صفحات: 165-194
مطالعه تحلیلی - انتقادی دیدگاههای مفسران فریقین درباره مکر خدا با رویکرد تفسیر کلامی
صفحه 1-28
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.52541.2428
فرید بذرافشان مقدم، کاوس روحی برندق
چکیده صفات خبری در قرآن، بهویژه آن دسته که با معانی منفی در عرف انسانی پیوند دارند، همواره محل مناقشه تفسیری و کلامی بودهاند. این پژوهش به بررسی مفهوم «مکر» و چگونگی نسبتدادن آن به خداوند در قرآن کریم پرداخته و تلاش کرده است با تحلیل واژگانی، قرآنی و تفسیری، معنای آن را در چارچوبی تنزیهی و توحیدی بازخوانی کند. روش پژوهش تحلیلی–انتقادی است و دادهها با بررسی آراء تفسیری پانزده مفسر شاخص شیعه و سنی گردآوری شده است. پس از دستهبندی دیدگاه ها در قالب مدل های تفسیری گوناگون، ارزیابی نهایی نشان میدهد که دیدگاههایی که مکر را صرفاً مجاز بلاغی، استعاره، یا بخشی از سازوکارهای سنتربوبی تفسیر می کنند، بهرغم برخی نکات قابل توجه، از انسجام مفهومی و عقلی کافی برخوردار نیستند. در مقابل، دیدگاههایی که مکر الهی را فعلی واقعی، تدبیری پنهان و واکنشی عادلانه در برابر ظلم انسان می دانند، نه تنها با شواهد قرآنی و تحلیل های لغوی همخوانترند، بلکه تبیینی عقلپسند، کلامی و در عین حال متن محور از این وصف الهی ارائه می دهند.
واکاوی نسبت مسئولیتپذیری و نگرانی بر پایه تحلیل معناشناختی حزن در قرآن کریم
صفحه 29-59
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.54251.2482
امیرحسین حسین زاده ایوری، مرتضی سلمان نژاد
چکیده این پژوهش با هدف واکاوی نسبت مفهومیِ دوگان «مسئولیتپذیری – اضطراب و نگرانی» در قرآن کریم، به تحلیل معناشناختی ماده «حزن» میپردازد. مسئله اصلی تحقیق آن است که آیا «حزن» در قرآن صرفاً دلالت بر حالت عاطفی اندوه دارد یا در شبکه معنایی خود با مقولههایی چون تعهّد، مسئولیت و نگرانی اخلاقی پیوند برقرار میکند. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر رویکرد معناشناسی ساختگرا و تحلیل واژگان همنشین و جانشین در چارچوب تحلیل حوزههای معنایی است. بدین منظور، تمامی کاربردهای واژه «حزن» و مشتقات آن در قرآن استخراج و در پیوند با واژگان همحوزهای مانند «خوف»، «غمّ»، «ضیق»، «بثّ» و ... بررسی شدهاند. یافتهها نشان میدهد که «حزن» در قرآن کریم، افزون بر دلالت عاطفی، در مواردی به مثابه واکنش مسئولانه انسان مؤمن در برابر تکلیف، فقدان فرصت طاعت یا پیامدهای اخلاقی کنش خویش معنا مییابد؛ در حالی که نفی حزن در تعبیراتی چون «لا خوفٌ علیهم ولا هم یحزنون» ناظر به رفع اضطراب ناشی از نگرانی نسبت به آینده و پیامد مسئولیت است. بر این اساس، میتوان گفت قرآن کریم با بازتعریف معنای حزن، از سطح هیجان صرف به سطحی وجودی ـ اخلاقی ارتقا میدهد که در آن، نسبت میان ایمان، مسئولیت و آرامش تبیین میشود.
تحلیل روانشناختی-اجتماعی پدیده سلطهپذیری از شیطان مبتنی بر شبکه معنایی آیه«إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ»
صفحه 60-91
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.54627.2497
زهرا خانیزارع، مهدیه مهدیپور، نعمت الله فیروزی
چکیده پژوهش حاضر باهدف تبیین سازوکارهای روانشناختی-اجتماعی سلطهپذیری از شیطان و راهکارهای مصونیت در برابر آن، با تمرکز بر آیه «إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ» (نحل: ۱۰۰) میپردازد. این مطالعه با روش کیفی ترکیبی چندمرحلهای انجام شد. ابتدا با استفاده از نرمافزار جامع التفاسیر و روش تفسیر قرآن به قرآن، شبکه معنایی مفاهیم کلیدی (سلطان، تولّی، وسوسه، طاغوت) استخراج و دیدگاههای مفسران نظاممند گردید. سپس با رویکرد میانرشتهای، یافتههای تفسیری با نظریههای ساختار شخصیت فروید، خودتعیینگری دسی و رایان، امید اسنایدر، هیجانهای مثبت فردریکسون و اصول نفوذ اجتماعی سیالدینی تطبیق یافت. یافتهها نشان میدهد سلطه شیطان جبری نیست، بلکه پیامد فرایند اختیاری «تَوَلّی» است. در سطح درونفردی، این فرایند با تضعیف «مِن» و واگذاری خودمختاری به شیطان ذیل وعده ارضای کاذب نیازهای شایستگی و ارتباط تبیین میشود. در سطح اجتماعی، «حزب الشیطان» با مهندسی «تزیین» و بهکارگیری اصول نفوذی چون اثبات اجتماعی، به عادیسازی گناه میپردازد. در مقابل، مصونیت فعال از طریق نظام تابآوری معنوی مبتنی بر «توکل» و «استعاذه» با تقویت خودمختاری الهی محور حاصل میشود. درنتیجه مقابله مؤثر با سلطه شیطان نیازمند رویکردی سهسطحی است: توانمندسازی روانشناختی فرد، اصلاح بسترهای اجتماعی مهندسی گناه، و تقویت مهارتهای معنوی مقابلهای.
معناسازی مفهوم بازگشت انسان در سوره طارق بر اساس خوشههای معنایی و تقابلهای دلالی
صفحه 92-106
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.54670.2501
منصور حمیرانی، ابراهیم زارعی فر
چکیده سوره مبارکه طارق از سورههای مکی قرآن کریم است که با ساختاری فشرده، منسجم و هدفمند، مسئلۀ «بازگشت انسان» را در کانون گفتمان خود قرار داده و از رهگذر شبکهای از نشانههای معنایی، امکان و حقیقت بازگشت را بازنمایی میکند. با وجود اهمیت این مفهوم، چگونگی معناسازی آن در بافت گفتمانی سوره کمتر مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
پژوهش حاضر با هدف تبیین سازوکارهای دلالی بازگشت انسان، با رویکرد معناشناسی گفتمانی و روش توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی روابط همنشینی و شبکههای معنایی در سوره طارق پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که سوره با دو خوشۀ معنایی «بقای هویت انسانی» و «قابلیت بازگشت و بازسازی جسم» و نیز همچنین، تقابلهای معنایی «قول فصل/ هزل» و «کید انسانی/کید الهی» نقش مهمی در به تصویر کشیدن حقیقت بازگشت و خنثیسازی گفتمان انکار ایفا میکنند.
نتایج پژوهش نشان میدهد که مفهوم «بازگشت» در سوره طارق بهصورت یک فرایند چندلایه شامل ابعاد وجودی و غایتشناختی سامان یافته است. در این چارچوب، آیه «إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ» بهعنوان یکی از محورهای اصلی انسجام معنایی سوره قابل شناسایی است که سایر لایههای دلالی سوره را حول خود سامان میدهد.
تحلیل اجتماعی کنش منافقان در قرآن کریم (بر اساس نظریه نمایشی اروینگ گافمن)
صفحه 107-135
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.54723.2504
فاروق نعمتی، شهلا شکیبایی فر
چکیده پدیده نفاق در نظام معنایی قرآن کریم، فراتر از یک رذیله اخلاقی، به مثابه یک «استراتژی کنشگری اجتماعی» و الگویی پیچیده از مدیریت رفتار در فضای عمومی قابل واکاوی است. این پدیدة رفتاری از یک باور قلبی صرف فراتر رفته و به یک «کنش نمایشی» آگاهانه در بطن جامعه تبدیل میشود. هدف این پژوهش، مطالعه «کنش منافقان» در متن قرآن به مثابه یک «اجرای نمایشی» از منظر جامعهشناس مشهور، «اروینگ گافمن» است. وی زندگی اجتماعی را محصول «کنش متقابل» میان افراد میداند که در آن، هر فرد میکوشد تصویری خاص از خود به نمایش بگذارد. این جستار با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی، به واکاوی سازوکارهای عملکرد منافقان در «صحنه اجتماعی» جامعه نخستین اسلامی میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که منافقان در قرآن، کنشهای خود را از طریق تفکیکِ قاطع میان «جلو صحنه» -که در آن نقاب ایمان و وفاداری در پیشگاه پیامبر (ص) و مؤمنان بر چهره میزنند- و «پشتصحنه» که در آن هویت واقعی همراه با تردید و دشمنی خود را بروز میدهند- مدیریت کردهاند. همچنین نتایج حاکی از آن است که قرآن کریم توصیفی دقیق از فرآیندهای «مدیریت برداشت» توسط منافقان (از طریق سوگندهای دروغین و مظاهر فریبنده) ارائه داده و خود به عنوان یک «افشاگر
کاربست جغرافیا و GIS تاریخی در مطالعات قرآنی: مطالعه موردی سوره قریش
صفحه 136-164
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.55507.2548
فاطمه احمدوند
چکیده پژوهش حاضر ظرفیت جغرافیای تاریخی و سامانه اطلاعات جغرافیایی تاریخی (GIS تاریخی) را برای تحلیل زمینههای مکانی قرآن بررسی و سوره قریش را بهعنوان مطالعه موردی انتخاب میکند. مسئله اصلی آن است که دادههای قرآنی، تفسیری، تاریخی و جغرافیاییِ ناهمزمان چگونه میتوانند بدون تولید قطعیت کاذب، در یک مدل فضایی مشترک سازمان یابند. این پژوهش با روش تاریخی ـ تحلیلی، نقد منبع و طراحی یک پایگاه داده زمانمند ـ مکانی انجام شده و میان «داده متنی»، «گزارش تاریخی»، «استنباط پژوهشگر» و «خروجی مدل GIS» تمایز میگذارد. بررسی گزارشهای ابنسعد، بلاذری، ابنحبیب و طبری درباره ایلاف و دو رحلت و مقایسه آنها با راهنگاری ابنخرداذبه، اصطخری و همدانی نشان میدهد که بازسازی «رحلة الشتاء والصیف» باید بهجای یک راه قطعی، در قالب سناریوهای فضایی شمالی، جنوبی و چندوجهی صورت گیرد. یافتهها همچنین ساختار سوره را بهصورت شبکهای متشکل از «بیت»، «رحلت»، «ایلاف»، «اطعام» و «امنیت» آشکار میکند. نتیجه آنکه ارزش افزوده GIS تاریخی در مطالعات قرآنی نه اثبات جغرافیایی روایتها، بلکه نقد، درجهبندی و مقایسه فضایی آنها با حفظ تاریخ و میزان قطعیت شواهد است.
تحلیل کارکردهای بلاغی ـ تفسیری کنایه در تفسیر مجمعالبیان طبرسی
صفحه 165-194
https://doi.org/10.22034/isqs.2026.55037.2518
فاطمه دست رنج، ضیف الله رزاق الهلالی
چکیده کنایه از مهمترین شیوههای بیانی قرآن کریم است که افزون بر زیباییآفرینی لفظی، در تعمیق معنا، گسترش دلالت و هدایت ذهن مخاطب به لایههای پنهان متن نقش اساسی دارد. این پژوهش با هدف تحلیل کارکردهای بلاغی ـ تفسیری کنایه در تفسیر مجمعالبیان طبرسی سامان یافته و میکوشد نشان دهد که کنایه در این تفسیر، صرفاً صنعت ادبی یا ابزاری برای تلطیف بیان نیست، بلکه روشی تفسیری برای کشف ظرفیتهای معنایی آیات است. پژوهش با روش استقرایی ـ تحلیلی انجام شده و نمونههای کنایی تفسیر طبرسی بر پایه مبانی بلاغی، دلالی و تفسیری بررسی شدهاند. یافتهها نشان میدهد که کنایه در مجمعالبیان چهار کارکرد اصلی دارد: تقویت اعجاز بلاغی قرآن، گسترش معنا در سطوح مقاصدی، سببی، اسنادی، رمزی و شرطی، تلویح بهجای تصریح برای حفظ ادب و قداست بیان قرآنی، و ایجاد مبالغه دلالی برای افزایش اثر روانی معنا. نتیجه پژوهش آن است که طبرسی با تحلیل کنایه، پیوندی روشمند میان بلاغت و تفسیر برقرار کرده است. بدینسان، کنایه در مجمعالبیان، ابزاری برای فهم زیبایی، عمق و کارکرد هدایتی بیان قرآن محسوب میشود.
